قرب الی الله از منظر قرآن کریم(2)/حجت‌الاسلام صدری

هر وصف وجودی، موجب تقرب به خداوند نمی شود. اضافه شدن وزن بدن و چاقی یك صفت وجودی است؛ آیا هر چه انسان وزنش بیشتر و چاق تر شود به خدا نزدیك تر می گردد؟

حقیقت قرب به خدا

نزديك بودن به يك موجود، گاه نزديك بودن به لحاظ مكان و گاه به لحاظ زمان است. روشن است كه قرب به خدا از اين مقوله نیست، زیرا زمان و مکان ویژه موجودات مادی است. همچنین، تقرب اعتباری و تشریفاتی صرف مد نظر نیست. گاه نیز مقصود از قرب، وابستگی موجودات جهان و از جمله انسان به خداوند و حضور دائمی همه موجودات در پیشگاه او است که در روایات و آیات آمده است مانند:  « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» (ق/16). « ما به او (انسان) از رگ گردن نزدیک تریم ».

 

     این معنا در قرب به عنوان کمال نهایی انسان مد نظر نیست زیرا این قرب برای همه انسانها وجود دارد. بلکه مقصود و هدف نهایی آن است که انسان در اثر اعمال شایسته برخاسته از ایمان و همراه با تقوا ارتقای وجودی می یابد و حقیقت وجودی او رشد یافته، متعالی تر می شود، به گونه ای که خویشتن خویش را با علم حضوری آگاهانه می یابد و با شهود نفس خویش، وابستگی کامل و محض خود به خداوندگارش را در درونش می یابد.

 

     واژه قرب در قرآن در حوزه معنایی رابطه ویژه بنده با خداوند مسیری کاملا خاص پیدا کرده است. این واژه از معنای متداول «نزدیکی مادی» انصراف یافته و به معنایی نزدیک شده است که شاید بتوان از آن به تعبیر کلامی- فلسفی«به کمال رساندن استعدادهای شدن در انسان»، «شدت یافتن وجود انسان»، «نزدیک شدن به وجود لایتناهی حضرت حق»، «اتصاف به صفات ربوبی» یا «درک و شهود عین الربط به خداوند بودن» و مانند آن یاد کرد.

 

     برخی برای «قرب الی الله» معنایی مطرح كرده اند كه در ابتدا ممكن است تعریفی دقیق و صحیح به نظر برسد، اما خالی از اشكال نیست. آنان گفته اند، وجود انسان در ابتدای خلقت ناقص است و نقص ها و ضعف های فراوانی دارد. آنگاه طیّ حیات خود، هر چه انسان این ضعف ها، نقص ها و «فقدان»ها را به «وجدان» تبدیل كند و صفات وجودی بیشتری در خود محقق كند به خدا نزدیك تر می شود؛ چرا كه خداوند كمال مطلق و «وجود محض» است، بنابراین هر چه یك موجود حظّش از وجود بیشتر باشد به خدا نزدیك تر است؛ مثلاً هر چه صفت «علم» كه یك وصف وجودی است، در انسان بیشتر تقویت گردد و معلومات او بیشتر شود، بیشتر به خدا نزدیك می شود.

 

     در ارزیابی این نظر باید بگوییم كه هر وصف وجودی، موجب تقرب به خداوند نمی شود. اضافه شدن وزن بدن و چاقی یك صفت وجودی است؛ آیا هر چه انسان وزنش بیشتر و چاق تر شود به خدا نزدیك تر می گردد؟ در مورد صفت علم، ما می دانیم كه در اسلام كسب برخی از علوم، حرام یا دست كم محل اشكال است؛ آیا آموختن چنین علومی موجب تقرّب بیشتر به خداوند می گردد؟

 

     تأمل در روایات و آثاری كه در آنها برای قرب الی الله ذكر شده، می تواند ما را در درك معنای حقیقی قرب به خداوند كمك كند. از جمله روايات بيانگر اين حقيقت، حديث قدسي نبوي است كه « مَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدٌ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا». « هيچ بندهاي با چيزي محبوبتر از واجبات به من نزديك نميشود. بنده همواره با كارهاي مستحب به من نزديك ميشود تا آنجا كه دوستش ميدارم و چون محبوب من شد گوش او ميشوم كه با آن ميشنود و چشم او  كه با آن ميبيند و زبان او  كه با آن سخن ميگويد و دست او  كه با آن اعمال قدرت ميكند ».

 

     تعابیری بسیار عجیب و بلند است. این كه خدا گوش و چشم و زبان و دست بنده ای شود چگونه ممكن است؟ بزرگان در شرح و تفسیر این حدیث بیان های مختلفی ذكر كرده اند. آنچه مسلّم است قطعاً ظاهر معانی این عبارات مقصود نیست. ظاهر روایت آن است كه، خدا گوش می شود، یا خدا چشم می شود، و یا...، اینها موجوداتی مادی و اندام هایی محدود و حقیر از وجود انسان اند، و حال آن كه خداوند موجودی غیرمادی و  نامحدود است و عظمتی بی انتها دارد.

 

     یكی از معانی معقول برای این روایت این است كه بگوییم این تعبیرها كنایه از شدت نزدیكی بنده به خداست. یعنی به مقامی رسیده كه گویی خداوند در همه جا و همه حال كنار او و همراه اوست. چنین كسی در هر آن، مورد عنایت خاص خداست و خداوند در تك تك افعالش عنایت ویژه به او دارد و خود متكفل انجام آن می شود. برای افراد عادی و معمولی، عنایات خاص خدا بسیار محدود و معدود است، اما چنین بنده ای پیوسته مشمول لطف و عنایت مخصوص حضرت حق است.

 

     در دعای عرفه می خوانیم: اِلهی اَغْنِنی بِتَدْبیركَ لی عَنْ تَدْبیری و بِاخْتیارِكَ عَنْ اِخْتیاری؛ «خدایا با تدبیر خودت مرا از تدبیر خودم بی نیاز گردان و با اختیار خودت مرا از اختیار خودم بی نیاز كن ». معنای این دعا در واقع طلب همان عنایات خاصه الهی و همانی است كه در قرآن می فرماید: وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (طلاق/3)؛ « و هركس بر خدا توكل كند پس خدا او را بس است ». بنده متوكّل، گرچه خود به دنبال انجام امور خویش است، اما از صمیم دل باور دارد و معتقد است كه این خدا است كه باید كارها را درست كند و امور را به انجام برساند و این تلاش های ظاهری او بدون اراده خدا ثمری ندارد. چنین كسی وقتی می گوید: أُفَوِّضَ أَمری إِلَی اللهِ (غافر/44)؛ « كارم را به خدا واگذار می كنم »، حقیقتاً و از صدق دل سررشته امور خود را به او می سپارد، گرچه بر حسب تكلیف در ظاهر، خودش نیز تلاش می كند.

 

     در این روایت شریف هم كه از اصول كافی نقل كردیم شاید مراد همین باشد كه بنده به مقامی رسیده كه حقیقتاً می بیند هر تأثیر و تأثری و هر حركت و سكونی به اراده خدای متعال است. چنین كسی هنگامی كه سخن می گوید، می بیند كه او نیست كه حرف می زند بلكه خدا است كه این امر وجودی را ایجاد می كند. وقتی نگاه می كند، با همه وجود می یابد كه در حصول این فعل خدا حضور دارد. در آخر این روایت می فرماید هنگامی كه بنده ای به این مرتبه رسید: اِنْ دَعانی اَجَبْتُهُ وَ اِنْ سَأَلَنی اَعطَیْتُه.

 

     قرآن كريم مصداق كمال نهايي را قرب به خدا ميداند كه همه كمالات جسمي و روحي، مقدمه رسيدن به آن و انسانيت انسان در گرو دستيابي به آن است و بالاترين و پايدارترين لذت، از رسيدن به مقام قرب حاصل ميشود.

 

     نقطه اوج قرب به خدا مقامي است كه انسان به ذات اقدس الهي رهنمون شده، در جوار رحمت الهي استقرار مييابد و چشم وزبان او ميشود و به اذن خدا كارهاي خدايي ميكند از جمله آياتي كه بر حقيقت ياد شده دلالت دارند می توان به این موارد اشاره کرد:

 

1- « إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ» (قمر/54 و 55). « به راستي كه پرهيزكاران در باغها و جويبار در جايگاهي راستين نزد پادشاهي مقتدرند».

 

2- « فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا » (نساء/175). « پس كساني كه به خدا ايمان آورده و به آن ( قرآن )چنگ زدند خداوند آنان را در رحمت و فضل خويش وارد كند و از صراط مستقيم به سوي خود رهنمون گرداند ».

 

3- قرآن کریم در سوره مباركه واقعه، سابقون را به عنوان مقرّبون معرفى مى‏كند « وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ * اولئِك الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه/10 و 11). با دنبال کردن مفهوم سبقت در قرآن به این آیه بر می خوریم که « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ» (فاطر/32).

 

« سپس اين كتاب را به كسانى از بندگانمان كه برگزيديم به ميراث داديم؛ پس برخى از آنان [در ترك عمل به كتاب‏] ستمكار بر خويش‏اند، و برخى از آنان ميانه‏رو، و برخى از آنان به اذن خدا در كارهاى خير [بر ديگران‏] پيشى مى‏گيرند، اين است آن فضل بزرگ ».

 

     در معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السلام روايت مى‏كند: « الظّالِمُ يَحُومُ حَوْمَ نَفْسِهِ، وَالْمُقْتَصِدُ يَحُومُ حَوْمَ قَلْبِهِ، وَالسّابِقُ يَحُومُ حَوْمَ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ». 2

 

     « ستمگر كسى است كه دور نفس مى‏گردد و مقتصد كسى است كه به تزكيه و تطهير قلب اشتغال دارد و سابق كسى است كه در طريق اخلاص و توجّه تام به حضرت حق است ». سابق‏ به سبب این اخلاص و توجه تام به حق، با تمام حركات و افعالش غير محبوب را نفى و در تمام شؤون حيات جز به خداوند عزيز نظرى ندارد، و اين است كه خداوند در قرآن مجيد از وى به عنوان مقرّب ياد كرده‏ است.

 

----------

پی نوشت ها:

 1. الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص352.

2. معانی الاخبار، ص 104، ح 1.

 

ادامه دارد ... 

 

حجت الاسلام حسین صدری، عضو مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب

 

لینک مطالب مرتبط:

 

قرب الی الله از منظر قرآن کریم(1)/ صدری

 

قرب الی الله از منظر قرآن کریم(3)/حجت‌الاسلام صدری

23 اسفند 1391
تعداد بازدید:  2063 مرتبه

نظرات کاربران

نظام مشرفي  در ساعت 17:35:32  تاریخ   19 فروردین 1392  گفته:     

انتشارات «رامان سخن» را به خاطر بسپارید :

اندیشه خود را ماندگار کنید

سرگذشتتان را می‌نویسیم

چاپ آثار شما از مجوز تا پخش

با مجوز رسمی؛ کمترین هزینه در تیراژ دلخواه شما حتی ۱۰نسخه

با ما در تماس باشید

انتشارات «رامان سخن»

۰۹۳۶۵۹۵۶۰۶۸

www.ketab-89.blogfa.com

 

0
0
  • آخرين عناوين

  • پربازديدها

  • آرشيو

بازدید امروز:2986

بازدید دیروز: 4436

بازدید کل: 8206258

حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به مجمع طلاب و فضلای شهرستان تکاب می باشد.